بورس  -  بانک و بیمه  -  صنعت و معدن   -  نفت و انرژی  -  مسکن و عمران  -  کشاورزی  -  حمل و نقل

هیلاری رودهام کلینتون" وزیر اسبق امور خارجه آمریکا در کابینه اول باراک اوباما و همسر " چهل و دومین رئیس‌جمهور آمریکا است.

هیلاری کلینتون : باید از جنبش سبز شدیدتر دفاع می‌کردیم

پس از ترک پست خود کتابی منتشر نموده که خاطرات خود را درآن کتاب نقل نموده است و در فصل هجدهم این کتاب به بیان خاطرات کلینتون با موضوع ایران می‌پردازد که این فصل، "ایران: تحریم‌ها و رازها" نام دارد.
هیلاری کلینتون : باید از جنبش سبز شدیدتر دفاع می‌کردیم



هیلاری کلینتون :

 باید از جنبش سبز شدیدتر دفاع می‌کردیم

 هیلاری رودهام کلینتون" وزیر اسبق امور خارجه آمریکا در کابینه اول باراک اوباما و همسر

 "" چهل و دومین رئیس‌جمهور آمریکا است.

کلینتون یکی از نامزدهای انتخابات سال ۲۰۱۶ میلادی و طبق نظرسنجی‌ها از حمایت قابل‌توجهی در میان دموکرات‌ها برخوردار استهیل.

هیلاری پس از ترک پست خود در وزارت خارجه آمریکا، دردهم ژوئن ۲۰۱۴ کتاب خاطراتش را تحت عنوان "انتخاب‌های سخت" منتشر کرد.

فصل هجدهم این کتاب به بیان خاطرات کلینتون با موضوع ایران می‌پردازد که این فصل، "ایران: تحریم‌ها و رازها" نام دارد. 

سایت مشرق قصد دارد طی روزهای آتی خلاصه‌ای از فصل مربوط به ایران در کتاب "انتخاب‌های سخت" را در چند بخش منتشر کند.

بخش اول 

          دولت اوباما از سال ۲۰۰۹ استراتژی "دو روی‌کرد" فشار و تعامل را دنبال کرده بود.
          احتمال درگیری نظامی و شاید حمله اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران (به سبک حملاتش علیه عراق در سال ۱۹۸۱ و سوریه در سال ۲۰۰۷) بیش‌تر شده بود.

  • "سلطان قابوس" پادشاه عمان در دیداری که با او داشتم گفت: "من می‌توانم کمک کنم." او یکی از معدود رهبرانی بود که همه طرف‌ها به عنوان یک عنصر صادق قبول داشتند. وی پیشنهاد میزبانی مذاکرات مخفیانه و مستقیم میان آمریکا و ایران را برای حل موضوع هسته‌ای مطرح کرد.
  • "محرمانه ماندن" مذاکرات ضرورت داشت تا تندروها در هر دو کشور، نتوانند روند گفتگوها را قبل از آن‌که به جایی برسد، از مسیر اصلی منحرف کنند.
  • هیچ دلیلی برای اعتماد به ایرانی‌ها وجود نداشت. 
  • مذاکرات جدید می‌توانست به ایرانی‌ها فرصت بدهد تا به سوی هدف خود در ساخت سلاح هسته‌ای و تهدید اسرائیل، کشورهای هم‌سایه و جهان خیز بردارند.
  •  هر امتیازی که ما در مذاکره پیشنهاد می‌دادیم، می‌توانست سال‌ها کار دقیق و تشکیل اجماع بین‌المللی برای تحریم‌های شدید و افزایش فشار علیه رژیم تهران را خنثی کند.
  • پیشنهاد سلطان قابوس درباره مذاکره مستقیم با ایران می‌توانست بهترین شانس ما برای جلوگیری از تقابل نظامی و یا آینده‌ای غیرقابل‌قبول شامل یک ایران مسلح هسته‌ای باشد.
  •  نادیده گرفتن روش دیپلماسی ممکن بود ائتلاف گسترده بین‌المللی برای اعمال و اجرای تحریم‌ها علیه ایران را تضعیف کند.
  • ایران زمانی یک متحد جنگ سردی برای آمریکا بود.
  •  شاه این کشور، تاج و تخت خود را مدیون کودتای سال ۱۹۵۳ با حمایت دولت "آیزنهاور" و علیه دولت منتخب و دموکراتیک [مصدق] بود.
  •  این کار آیزنهاور، یک اقدام طبیعی در چارچوب جنگ سرد بود که بسیاری از ایرانی‌ها هرگز آمریکا را به خاطر آن نبخشیده‌اند.
  • سال ۱۹۷۸ شاه مستبد با یک انقلاب مردمی سرنگون شد. بنیادگرایان شیعه به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی خیلی زود قدرت را قبضه کردند
  •  و نسخه دینی خود را از "جمهوری اسلامی" بر مردم ایران تحمیل نمودند.
  • انقلاب ایران به ده‌ ها سال تروریسم دولتی منتهی شد.
  •  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب‌الله (که نیروی نیابتی ایران بود)، در سراسر خاورمیانه و جهان حملاتی را انجام دادند:
  • بمب‌گذاری آوریل ۱۹۸۳ در سفارت آمریکا در بیروت، حمله به پادگان نیروی دریایی آمریکا، بمب‌گذاری در برج‌های "الخبر" عربستان سعودی، و انفجار یک مرکز فرهنگی اسرائیلی در "بوئنوس‌آیرس" آرژانتین.
  • طی یک دوره کوتاه در اواخر دهه ۱۹۹۰، این امید به وجود آمد که ایران ممکن است روش خود را تغییر دهد.
  •  ایرانی‌ها "محمد خاتمى" را که فردی نسبتاً میانه‌رو بود، به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کردند. وی در مصاحبه تلویزیونی با یک شبکه آمریکایی گفت می‌خواهد "دیوار بی‌اعتمادی" میان ایران و آمریکا را خراب کند.
  • دولت "کلینتون" در پی حمله به برج‌های "خبر" طبیعتاً محتاط شده بود، اما با قدم‌های متقابل به این اظهارات پاسخ داد، از جمله در یک پیام ویدیویی به مناسبت عید فطر از ایران نام برد و گفت:
  •  "امیدوارم به زودی، روزی بیاید که بتوانیم بار دیگر از روابط خوب با ایران بهره ببریم."
  • دولت آمریکا چند بار امتحان کرد تا گفتگو با ایران را آغاز کند.
  •  سال ۲۰۰۰، "مادلین آلبرایت" وزیر امور خارجه آمریکا، به طور رسمی به خاطر نقش آمریکا در کودتای ۱۹۵۳ از ایران عذرخواهی کرد و برخی تحریم‌های اقتصادی خاص علیه تهران را کاهش داد.
  •  اما ایران هرگز قدمی برای نزدیک شدن به آمریکا برنداشت.
  •  البته این هم تا حدی به خاطر محدود شدن آزادی عمل خاتمی به وسیله تندروها بود.
  • زمینه برای تشویق خاتمى به ارتباط با آمریکا با مقدمه همکاری با واشنگتن در افغانستان پس از ۱۱ سپتامبر می‌توانست آماده شود، اما سخنرانی بوش در سال ۲۰۰۲ که ایران را عضو "محور شرارت" دانست، تمام فرصت‌ها را برای ادامه گفتگو میان دو کشور در آن زمان از بین برد.
  • بعد از شکست مذاکرات دو جانبه، اروپایی‌ها رهبری مذاکره با ایران بر سر برنامه هسته‌ای را به عهده گرفتند، اما این مذاکرات هم در سال ۲۰۰۵ و زمانی متوقف شد که محمود احمدی‌نژاد جایگزین خاتمی شد.
  • احمدی‌نژاد یک پرخاشگر منکر هولوکاست بود که تهدید کرده بود اسرائیل را از نقشه محو کند.
  •  وی طاووسی جنگ‌جو بود که روی صحنه نمایش بین‌المللی قدم می‌زد و در هر فرصتی به غرب توهین می‌کرد.
  • من به عنوان یک سناتور نماینده نیویورک در دوران ریاست‌جمهوری بوش، از افزایش فشارها بر رژیم تهران و عوامل نیابتی‌اش حمایت کردم، و به اعمال تحریم‌ها علیه ایران و معرفی رسمی سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی رأی دادم.
  •  با این حال، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا بدون اجماع گسترده بین‌المللی تأثیر کمی در جلوگیری از اقدامات ایران داشت.
  • در مقاله سال ۲۰۰۷ خود در مجله "فارن‌افرز" نوشتم: "اگر ایران به تعهدات خود و اراده جامعه بین‌المللی پای‌بند نباشد، تمام گزینه‌ها باید روی میز باقی بماند."
  • صحبت درباره احتمال اقدام نظامی و در عین حال تلاش در جهت دیپلماسی و خویشتن‌داری، به معنای برقراری یک تعادل ظریف بود.
  • سیاست خارجی مؤثر همیشه شامل استفاده هم‌زمان از چوب و هویج بوده است.
  • در رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۰۸ [بر سر کاندیداتوری حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری] به رهبران ایران هشدار دادم که اگر در زمان ریاست‌جمهوری [احتمالی] من دست به حمله هسته‌ای علیه اسرائیل بزنند، "ما قادر خواهیم بود تا آن‌ها را کاملاً نابود کنیم." این حرف من، توجه ایران را جلب کرد و حتی به سازمان ملل متحد اعتراض رسمی کردند.
  • وقتی اوباما رئیس‌جمهور شد، ایران در کشورهای مختلف منطقه نفوذ پیدا کرده بود.
  •  در داخل این کشور هم چنگال آهنی رژیم، بلامنازع بود. تهران از صادرات پررونق نفت بهره می‌برد.
  • قدرت واقعی در ایران در اختیار آیت‌الله علی خامنه‌ای بود که هرگز نفرت خود از آمریکا را پنهان نمی‌کرد.
بخش دوم
  • یکی از اولین حرکات اوباما به عنوان رئیس‌جمهور، ارسال دو نامه خصوصی به آیت‌الله خامنه‌ای و ارائه یک پنجره جدید دیپلماتیک بود.
  •  وی هم‌چنین پیام‌های ویدیویی با خطاب مستقیم به مردم ایران ضبط کرد. مانند تلاش‌های ده سال قبل بیل کلینتون، این پیام‌ها هم در تهران گوش شنوایی نداشت.
  • ما این توهم را نداشتیم که ایران ممکن است رفتار خود را تنها به دلیل تغییر دهد که رئیس‌جمهور جدید آمریکا مایل به گفتگو است، اما معتقد بودیم تلاش برای تعامل می‌تواند موضع ما را در اعمال تحریم‌های شدیدتر، در صورت رد پیشنهادهایمان توسط ایران، تقویت کند.
  • بقیه جهان می‌دیدند که ایرانی‌ها، نه آمریکایی‌ها، هستند که سرسختی می‌کنند.
  •  به این ترتیب احتمال آن‌که از افزایش فشار بر تهران حمایت کنند، بیش‌تر می‌شد.
  • درون دولت اوباما بحث ما در این‌باره بود که چگونه به این وضعیت واکنش نشان دهیم.
  •  رابط‌ های ما در ایران اصرار داشتند تا جایی که ممکن است در این‌باره سکوت کنیم.
  •  نگران بودند که اگر آمریکا در حمایت از تظاهرکنندگان صحبت کند، یا آشکارا سعی نماید خود را وارد مسئله کند، رژیم فرصت پیدا کند تا اعتراضات را یک توطئه خارجی معرفی و به این بهانه با آن برخورد کند.
  • وباما با اکراه به این نتیجه رسید که آمریکا برای خدمت به آرمان‌های مردم ایران بهتر است وارد این بحران نشود.
  • تصمیم رئیس‌جمهور به این خاطر نبود که به تعامل با رژیم ایران اهمیت می‌داد، بلکه مسئله انجام آن چیزی بود که اعتقاد داشتیم برای معترضان و برای دموکراسی بهتر است.
  • در پشت صحنه، تیم من در وزارت خارجه مدام با فعالان در ایران در تماس بود و مداخله‌ای اورژانسی هم برای جلوگیری از تعطیلی توئیتر به منظور تعمیر و نگه‌داری، انجام داد.
  •  اگر توئیتر قطع می‌شد، معترضان از یک ابزار کلیدی ارتباطی محروم می‌شدند.
  • وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم شاید خویشتن‌داری ما، تصمیم درستی نبود.
  •  تأسف می‌خورم که با صدای بلندتر و با لحن شدیدتر [در دفاع از جنبش سبز] صحبت نکردیم و دیگران را به انجام این کار دعوت نکردیم. 
  • بنابراین پس از سرکوب [جنبش سبز] در ایران، تلاش‌ها برای ارائه ابزار و فناوری فرار از سرکوب و سانسور دولتی به فعالان طرف‌دار دموکراسی را افزایش دادم.
  •  طی چند سال بعد، ده‌ها میلیون دلار سرمایه‌گذاری کردیم و بیش از ۵۰۰۰ فعال را در سراسر جهان آموزش دادیم.
  • بیش از یک سال، سازمان‌های اطلاعاتی غربی مکانی را تحت نظارت داشتند که اعتقاد داشتیم ایران در آن‌جا مشغول ساخت یک تأسیسات مخفی غنی‌سازی است.
  •  می‌خواستیم به روش خود، حقیقت را افشا کنیم.
  •  باید به دقت با متحدان انگلیسی و فرانسوی خود هماهنگ می‌شدیم تا قوی‌ترین اهرم فشار ممکن را مقابل هم ایرانی‌ها و هم کشورهایی که مستعد اعتماد به تهران بودند، به ویژه روسیه و چین، به دست بیاوریم. 
  • این کار جهت اعمال تحریم‌های شدیدتر بین‌المللی به ما کمک می‌کرد.
  • همان‌طور که اوباما وعده داده بود، ما سعی کردیم با ایران تعامل کنیم.
    رئیس‌جمهور آمریکا به این نتیجه رسیده بود که زمان افزایش فشار به ایران و تیزتر کردن ابزار ما مقابل رهبران این کشور است.
    با این حال، برای تحمیل عواقب واقعی به ایران لازم بود بقیه جهان به ما بپیوندد.
    • "سوزان رایس" سفیر ما در سازمان ملل متحد، معتقد بود جلب رأی برای تصویب یک قطعنامه قوی علیه ایران در شورای امنیت، کار دشواری است.
    • این را همتایان خارجی من هم می‌گفتند. "یانگ" وزیر امور خارجه چین ژانویه سال ۲۰۱۰ به من گفت:
    •  "ما فکر نمی‌کنیم، الآن زمان گفتگو در مورد تحریم‌ها علیه ایران باشد.
    •  اگر تحریم‌ها در دستور کار قرار بگیرد، ممکن است از سرگیری مذاکرات تا مدت قابل‌توجهی مشکل شود."
    • در تمام طول بهار سال ۲۰۱۰، به شدت تلاش می‌کردیم تا [برای تصویب قطعنامه علیه ایران] رأی جمع کنیم.
    • من با تلاش‌های گسترده دیپلماتیک، خودم را غرق در این موضوع کردم.
    • اگرچه توجه کشورهای دنیا عمدتاً متمرکز بر پنج عضو دائم شورای امنیت است، اما ده کرسی دیگر هم در این شورا وجود دارد [که هر کدام دارای یک حق رأی هستند].
قطعنامه‌های شورای امنیت برای آنکه تصویب شوند، به رأی 9 کشور از مجموع 15 عضو شورای امنیت نیاز دارند.
 من طی دوره چهار ساله‌ام در وزارت خارجه، به دنبال جلب نظر کشورهایی، مانند توگو، رفتم که به طور معمول، نقش مهمی در امور بین‌المللی ایفا نمی‌کنند، اما می‌دانستم در موقعیت‌های حیاتی، به رأی‌شان نیاز داریم.
  • واسط ماه آوریل، پیش "یوری موسونی" رئیس‌جمهور اوگاندا رفتم.
  •  احمدی‌نژاد قرار بود روز بعد و در قالب بخشی از ضدحمله دیپلماتیک برای جلوگیری از اعمال تحریم‌های جدید، به اوگاندا سفر کند.
  • بنابراین من باید اول به سراغ موسونی می‌رفتم و رأی او را [به نفع خودمان] تضمین می‌کردم.
  •  به او هشدار دادم که اگر دیپلماسی شکست بخورد، نتیجه، راه‌حل نظامی است.
  • این روش، استدلال قانع‌کننده‌ای برای بسیاری از کشورهای مردد [درباره حمایت از قطعنامه‌های ضدایرانی] بود. 
  • اوگاندا هم در نهایت، به تحریم‌ها رأی [مثبت] داد.
چین رأی حیاتی را داشت. 
اگر می‌توانستیم پکن را متقاعد کنیم به نفع ما رأی دهد، بقیه شورای امنیت هم احتمالاً خود به خود درست می‌شد.
 اوباما ماه آوریل، رهبرانی از سراسر جهان را برای یک نشست امنیت هسته‌ای، به واشنگتن دعوت کرد.
 آن‌جا با "هو جینتائو" رئیس‌جمهور چین در مورد ایران صحبت کرد.
وموافقت او برای رای مثبت به قطعنامه جلب شد.
توافق با سفیر چین برای تحریم ایران با یک شیشه مشروباکتبر سال ۲۰۱۱

 تصمیم گرفتم به "مسقط" برگردم و دیدار دیگری با سلطان ["قابوس" پادشاه عمان] داشته باشم. او هنوز هم مشتاق به آغاز مذاکرات [مخفیانه میان آمریکا و ایران] بود. قرار شد "جیک سالیوان" [مشاور ارشد دولت در مذاکرات هسته‌ای با ایران] و "پونیت تالوار" [مدیر ارشد امنیت ملی در امور ایران، عراق، و کشورهای خلیج فارس] و یک تیم کوچک را برای شروع مذاکرات بفرستیم. سناتور "جان کری" با یکی از عمانی‌های نزدیک به سلطان صحبت می‌کرد و ما را در جریان اتفاقات قرار می‌داد. سالیوان باتجربه‌ترین دیپلمات وزارت خارجه نبود که می‌توانستم برای اولین و حساس‌ترین دیدار با ایرانی‌ها انتخاب کنم، اما محتاط بود 
  • بخش سوم
    • اختلاف‌هایمان با چینی‌ها و روس‌ها داشت کم‌تر می‌شد و به نظر می‌رسید داریم به توافقی نزدیک می‌شویم که دقیق‌ترین [و شدیدترین] تحریم‌های تاریخ را [به ایران] تحمیل می‌کرد. چیزی نمانده بود به هدفمان برسیم که یک اتفاق غیرمنتظره افتاد. 17 مه 2010، در یک کنفرانس مطبوعاتی موفق در تهران، رؤسای‌جمهور برزیل، ترکیه و ایران اعلام کردند بر سر مبادله اورانیوم غنای کم ایران با میله‌های سوخت رآکتور به توافق رسیده‌اند.

    • ایران [در این توافق جدید] مالکیت اورانیومی را که از کشور خارج می‌کرد در اختیار داشت و حق داشت، هر زمانی [که بخواهد] آن را دوباره وارد کند. با این حال، نگران‌کننده‌ترین موضوع این بود که ایران هم‌چنان اعلام می‌کرد حق غنی‌سازی اورانیوم را تا درصدهای بالاتر دارد. به طور خلاصه، این توافق‌نامه، نیاز ایران در دست‌یابی به میله‌های سوخت برای رآکتورهای تحقیقاتی را برطرف می‌کرد، اما ذره‌ای از نگرانی‌های جهان در مورد برنامه غیرقانونی سلاح‌های این کشور، کم نمی‌کرد. این کار، اقدام تهران برای از مسیر خارج کردن تلاش‌های ما در جهت اعمال تحریم‌ها در سازمان ملل بود... و احتمال زیادی هم داشت که موفق شوند.

    • اوایل ماه مارس سال 2010، با "لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا" رئیس‌جمهور برزیل در "برازیلیا" [پایتخت این کشور] ملاقات کردم. به او توضیح دادم چرا این [معامله] می‌تواند نتیجه بدی [داشته] باشد و سعی کردم او را از دنبال کردن این راه‌حل منصرف کنم، اما سیلوا قبول نمی‌کرد. او نظر من را در مورد این‌که ایران صرفاً دارد برای به دست آوردن زمان، بازی می‌کند، رد می‌کرد.

    • اوباما به دنبال اقدامات من، نامه‌ای به سیلوا نوشت و بر نگرانی‌های ما تأکید کرد: "به نظر می‌رسد ایران نوعی استراتژی را دنبال می‌کند که طراحی شده است تا تصور انعطاف‌پذیری را ایجاد کند، بدون موافقت با اقداماتی که بتواند به ایجاد اعتماد متقابل و اطمینان منجر شود." وی همین پیام را به اردوغان در ترکیه نیز منتقل کرد.

    • نه مسکو و نه پکن در مورد روند [تصویب قطع‌نامه تحریم‌های ایران] مشتاق نبودند، و حس می‌کردم اگر فرصتی برای "پیچاندن" و دادن زمان بیش‌تر به ایران ببینند، در یک چشم به هم زدن، آن را غنیمت می‌شمرند. اولین نگرانی من، وقتی خبردار شدم سیلوا، اردوغان و احمدی‌نژاد به توافق رسیده‌اند، همین بود. "سلسو آموریم" وزیر خارجه برزیل هم در یک کنفرانس مطبوعاتی، [نگرانی من را] تأیید کرد: "این طرح، مسیری برای گفت‌وگو است و هر زمینه‌ای را برای تحریم‌ها از بین می‌برد."

    • به آموریم گفتم: "ما یک ضرب‌المثلی داریم: حلوای تنترانی، تا نخوری ندانی." آموریم جواب داد: "من با شما موافقم که طعم حلوا مهم است، اما باید زمان برای آوردن قاشق و امتحان کردن وجود داشته باشد." و من پاسخ دادم: "این حلوا، الآن بیش از یک سال است که پخته شده است!"

    • ما در اصل [تصویب قطع‌نامه تحریم‌ها] با چین و روسیه توافق کرده بودیم، و من در اولین فرصت پس از کنفرانس مطبوعاتی در تهران، با عجله این موضوع را اعلام کردم. با این وجود، تا زمانی که رأی‌های واقعی در نیویورک داده نمی‌شد، هیچ چیزی قطعی نبود. هنگامی که پکن در بیانیه‌ای محتاطانه، از توافق برزیل و ترکیه [با ایران] استقبال کرد، من می‌توانستم حس کنم که زمین [بازی] در حال عوض شدن است.

    • دور میز یک شام طولانی با "دای بینگوئو" [مشاور دولت چین] مفصلاً درباره مسئله صحبت کردیم. گفتم که وقتش رسیده هرگونه مسئله باقی‌مانده درباره متن قطع‌نامه تحریم‌ها را حل و فصل کنیم. با صراحت به "دای" گفتم: "این موضوع برای ما مهم است. اگر می‌خواهیم یک رابطه هم‌کاری برقرار کنیم، آن‌طور که اوباما و "هو" [رئیس‌جمهور چین] متعهد شده‌اند، چین باید در شورای امنیت با ما هم‌راه باشد."

    • نشست "سازمان کشورهای آمریکایی" به میزبانی پرو حاشیه‌ای مثبت داشت. "ژانگ یسوئی" سفیر چین در آمریکا را به صرف یک نوشیدنی به هتلم دعوت کردم. هنگامی که وارد [هتل] شد، او را به یک میز آرام در می‌خانه هدایت کردم. [من و ژانگ] همان‌جا، با کوکتل پرویی، به توافق نهایی درباره لیست تحریم‌ها رسیدیم. شورای امنیت سازمان ملل قطع‌نامه 1929 [تحریم‌ها] را با رأی 12 به 2 تصویب کرد. این قطع‌نامه دقیق‌ترین [و شدیدترین] تحریم‌های تاریخ را علیه ایران تصویب کرد.

    • ترکیه و برزیل به قطع‌نامه 1929 رأی منفی دادند. لبنان با وساطت من، "بایدن" معاون رئیس‌جمهور، و "ری لاهود" وزیر حمل‌و‌نقل و از آمریکایی-لبنانی‌های برجسته، در آخرین لحظات، رأی ممتنع داد. چند ساعت قبل، از کلمبیا با "میشل سلیمان" رئیس‌جمهور لبنان، تماس گرفتم و به او اصرار کردم که رأی منفی ندهد، کاری که بر اساس نیازهای سیاسی خود را در داخل کشور تمایل داشت انجام بدهد. می‌دانستم با تصمیم‌های دشواری مواجه است و نهایتاً از رأی ممتنع لبنان خوشحال شدم.

    • من به آن‌چه به دست آورده بودیم افتخار می‌کردم. ایران در طول سال‌های ریاست‌جمهوری بوش توانسته بود قدرت‌های بزرگ جهان را مقابل یک‌دیگر به بازی بگیرد و مانع تحریم‌های جدی بین‌المللی شود. دولت اوباما این وضعیت را تغییر داد. قطع‌نامه سازمان ملل راه را برای تحریم‌های یک‌جانبه بیش‌تر و بسیار سخت‌تر توسط آمریکا و دیگر کشورها باز کرد. ما در طول این فرآیند با رهبران کنگره هماهنگ کرده بودیم و کنگره به زودی قانونی تصویب می‌کرد که ضربه سخت‌تری به اقتصاد ایران می‌زد. با شرکای اروپایی‌مان هم در مورد گام‌های جدیدی که باید بردارند گفتگو می‌کردم.

    • دسامبر سال 2010، برای کنفرانسی درباره امنیت در خلیج فارس به بحرین سفر کردم. وسط سخنرانیم طی ضیافت شام در سالن رقص "ریتز کارلتون" [صحبت‌هایم را] قطع کردم و گفتم: "اکنون می‌خواهم مستقیماً خطاب به هیأت اعزامی به این کنفرانس از دولت جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم." سالن ساکت شد. "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه ایران به فاصله چند صندلی از من نشسته بود. گفتم: "نزدیک به دو سال پیش، اوباما پیشنهاد صادقانه گفت‌وگو را به دولت شما ارائه داد. ما هنوز هم به این پیشنهاد متعهد هستیم. شما حق [برخورداری از] یک برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای را دارید، اما هم‌راه این حق، یک مسئولیت معقول هم می‌آید: این‌که از پیمانی تبعیت کنید که زیرش را امضا کرده‌اید، و نگرانی‌های جهان در مورد فعالیت‌های هسته‌ای خود را به طور کامل رفع کنید. ما به شما اصرار می‌کنیم که این گزینه را انتخاب کنید، به خاطر مردمتان، به خاطر منافعتان، و به خاطر امنیت مشترک ما."

    • وقتی ضیافت شام تمام شد خطاب به متکی صدا کردم: "سلام، آقای وزیر!" او زیر لب چیزی به زبان فارسی گفت و رویش را آن طرف کرد و رفت. چند دقیقه بعد، دوباره با یک‌دیگر برخورد کردیم، این بار خارج از ساختمان، در پارکینگ. بار دیگر دوستانه او را صدا زدم. باز هم حاضر نشد پاسخم را بدهد.

    • اکتبر سال 2011 تصمیم گرفتم به "مسقط" برگردم و دیدار دیگری با سلطان ["قابوس" پادشاه عمان] داشته باشم. او هنوز هم مشتاق به آغاز مذاکرات [مخفیانه میان آمریکا و ایران] بود. قرار شد 

     ه او اعتماد مطلق داشتم.


کد: 500544330

زمان انتشار: یکشنبه 20 دی 1394 05:39 ق.ظ

تعداد نمایش: 9850

ثبت نظر

نام

پست الکترونیکی

آدرس

نظر

رتبه

 
مجله صبح
۰ کسب و کار
۰ موفقیت و روانشناسی
۰ زندگی مطلوب
 
۰ منزل
۰ آشپزی
۰ اشتغال و خانه
۰ معرفی
۰ اخبار شما
صبح اقتصاد
۰ آگهی و تبلیغات
۰ تماس با ما
۰ درباره ما
کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه صبح اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

چهارشنبه, دی 29, 1395 05:28 ب.ظ